علي بن حسين انصارى شيرازى
430
اختيارات بديعى ( قسمت مفردات ) ( فارسى )
باب النون نارجيل بادنج گويند و رانج نيز گويند و آن جوز هندى است بپارسى نارگيل گويند و به شيرازى گردوى هندى و نيكوترين آن تازه بود كه بغايت سفيد باشد و آبى كه در آن باشد شيرين باشد و طبيعت آن گرم باشد در اول درجه دوم و تر بود در اول باه را زياده كند و غذا بسيار دهد و منى بيفزايد و مسخن گرده بود و تقطير البول را نافع بود و روغن وى بواسير را سود دهد و كهن وى كرم را بكشد و حب القرع بيرون آورد و طبع ببندد و وى بر معده ثقيل بود و پوست مغز وى هضم نشود و از بهر اينست كه پوست وى البته بايد خراشيد و با شكر بخورند و كهنشدهء وى غثيان آورد و كرب و غشى و مداواى وى بقى كنند بعد از آن برب فواكه ترش و ابن مؤلف گويد درخت نارجيل مانند درخت خرما بود و برگ او چهار وجب يا پنج وجب و شش هم باشد و ثمر وى در ليفى بود و آن را كنيار خوانند و ثمرهء او همهساله پربار شود و آب آن را اطواق خوانند شيرين بود اما نيمروز بيش نبود و ترش شود و بر ترشى بايستد صاحب مخزن الادويه مىنويسد : نارجيل معرب ناريل هندى است زيرا كه بهند تازهء آن را ناريل و خشك آن را كهوپره نامند و بفرنگى كوكوس انديكريس و به عربى جوز هندى لاتين COCOS NUCIFERAE FRUCTUS فرانسه NOIX DE COCO انگليسى COCOANUT نانخواه نانخنه و نانوخيه گويند و به شيرازى زنيان گويند و نانخواه اسمى پارسى است و معنى آن طالب الخبز بود يعنى طلب كنندهء نان و نيكوترين آن بود كه زرين تازه بود و خوشبوى كه مايل به سرخى بود و طبيعت آن گرم و خشك بود در سئوم و گويند گرمى آن در دويم بود سده بگشايد و در ادويهء بهق و برص استعمال كنند و ديسقوريدوس گويد چون با شراب بياشامند مغص و عسر البول و گزندگى جانوران را نافع بود و چون طبيخ وى بر گزندگى عقرب ريزند در حال درد ساكن كند و فارسى گويد قطع قيح كه در سينه بود بكند و مسكن رياح غليظ بود و طعام را هضم كند و درد دل و غثيان را عظيم نيكو بود و كسى كه طعم طعام نداند و فولس گويد مسخن معده و جگر بود آشاميدن و ابن ماسويه گويد گرده و مثانه پاك كند طبرى گويد سنگ مثانه بگدازاند و كرم و حب القرع بيرون آورد و صاحب منهاج گويد با سداب بول براند و آب وى در چشم چكانند خون بسته بگدازاند و مقدار مأخوذ از وى يك مثقال بود و اسحق گويد مقلل لبن بود و مصلح وى ترمس بود و گويند چون سحق كرده با عسل بسرشند و طلا كنند بهر دردى كه باشد و در هر موضع كه بود ورم آنجا تحليل دهد و زن چون بدان حقنه كند رحم را